می گذرد لحظه ها...
مادر ای باغبان هستی من ای باران مهرباینم آرامشم عشقم معلم خستگی ناپذیرم طبیبیم ای لطیف ترین گل بوستان هستی روزت مبارک. یه لبخنده... چشمان ـ من به تو چیست!؟ که اینقدر دلم بهانه ات را می گیرد...؟ کی باورت می شود... من مترسک مزرعه ی زندگی تو نیستم... من آن پرنده ام که میرانی و باز میگردم! کاش دانه های توجه ات را برایم میکاشتی... مطمئنم... انتظارت را نفس میکشم هنوز...! یا باید خانه مان را عوض کنم یا پستچی را! تو که هروز نامه می نویسی... مگه نه...؟؟؟!!! کنار سبزه و سکه کنار آب و آیینه سکوتت آخرین سینه... سال ۱۳۹۰ بر همگان مبارک بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگترین احساس زندگیست.






| Design By : Pichak |




